الشيخ أبو الفتوح الرازي

365

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مجهول از عربى جاهل . در خبر است كه : يك روز مأمون با علىّ بن موسى الرّضا ( 1 ) نشسته بود ، گفت : يابن رسول اللَّه ، دليلى توانى گفتن از كتاب خداى كه تو [ 91 - پ ] فرزند پيغامبرى ( 2 ) از صلب او گفت : بلى ( 3 ) ، گفت آيت مباهله نخواهم : أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ ( 4 ) ، و آيت سورت انعام نخواهم : * ( وَمِنْ ذُرِّيَّتِه داوُدَ وَسُلَيْمانَ ) * ، گفت : آن نيارم ، گفت : چيست ؟ گفت : قوله تعالى : حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ ( 5 ) وَبَناتُكُمْ ، گفت : از كجا دليل مىكند اين آيت ؟ گفت : چه گويى ، اگر رسول خدا حاضر آيد و خطبه كند به تو دخترت را بخواهد به او دهى ؟ گفت : چگونه ندهم ، و كه باشد كه اين رغبت نكند ، گفت : اگر از من خواهد مثلا ، من دختر ندهم به او ، گفت : چرا ؟ گفت : از آن كه دانى كه اجماع است كه فرزند زاده و دختر زاده ( 6 ) بر مرد حرام باشد ، و نيز آن كه اگر من زنى ( 7 ) كه دارم رها كنم رسول - عليه السّلام - آن زن را بزنى نتواند كردن ، گفت : چرا ؟ گفت لقوله تعالى : وَحَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ ( 8 ) . * ( وَإِسْماعِيلَ ) * ، و نيز از فرزندان ابراهيم اسماعيل بود . * ( وَالْيَسَعَ ) * ، و هو اليسع بن اخطور بن العجوز . حمزه و كسائي و خلف خواندند : و الَّيسع . بتشديد « لام » و فتح « او » و سكون « يا » اين جا و در سورهء ص ، باقى قرّاء به سكون « لام » و فتح « يا » . زجّاج گفت : اين دو لغت است ، ابو على فارسى ( 9 ) گفت : « الف » و « لام » نه تعريف راست [ بل زيادت است براى آن كه اسم علم است و عرب جمع نكند بين علامتى تعريف فى اسم واحد . و كسائي گفت : « لام » تعريف است ] ( 10 ) و گفت : اسم « ليسع » بوده است به فتح « لام » و سكون « ياء » ، آنگه « لام » تعريف در او بردند الَّيسع شد و « لام » در « لام » ادغام كردند مشدّد شد و بنزديك او اسم بر وزن

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : عليه السلام . ( 2 ) . لت ، مر : اويى . ( 3 ) . مج ، وز ، مت : يكى . ( 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 61 . ( 8 - 5 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 23 . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت ، مر : پسر زاده . ( 7 ) . مج ، وز ، مت : زندگى . ( 9 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت ، مر : ابو على الفارسى . ( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .